I. ابزار دقیق
در سیستم های کنترلی، ابزارها به عنوان اجزای اساسی عمل می کنند که پیشرفت تکنولوژیکی آنها به موازات تکامل فناوری سیستم کنترل است. با پیشرفت تئوری کنترل به عصر جدید کنترل هوشمند، تبدیل هوشمند ابزارهای خودکار اجتناب ناپذیر شده است.
تکامل هوشمند ابزارها و مترها در درجه اول از توسعه و کاربرد ریزپردازنده ها و فناوری های هوش مصنوعی ناشی می شود. به عنوان مثال، استفاده از تکنیکهای هوشمند مانند شبکههای عصبی، الگوریتمهای ژنتیک، محاسبات تکاملی و کنترل آشفته، ابزارها و مترها را قادر میسازد تا به سرعت بالا، راندمان بالا، چند کارکردی و انعطافپذیری افزایش یافته دست یابند. مثال دیگر شامل استفاده از فناوری استنتاج فازی بر اساس قوانین فازی برای اتخاذ انواع مختلفی از تصمیمات فازی در رابطه با روابط مبهم بین اشیاء است. علاوه بر این، تکنیکهای مبتنی بر نرمافزار فیلتر کردن سیگنال-مانند تبدیل فوریه سریع (FFT)، تبدیل فوریه کوتاه{5}}تبدیل فوریه زمان (STFT) و تبدیل موجک{6}راههای مؤثری برای سادهسازی سختافزار، افزایش سیگنال{7}}برای{8} بهبود ویژگیهای حسگر و نویز ارائه میدهند. علاوه بر این، شبکههای عصبی مصنوعی از قابلیتهای قدرتمندی از جمله{10}}خود یادگیری،{11}}خود انطباق، خود{12}}سازماندهی، توابع حافظه انجمنی، و ویژگیهای نقشهبرداری جعبه سیاه{13} برای روابط پیچیده غیرخطی بین ورودیها و خروجیها بهره میبرند.
در حال حاضر، ضعیفترین و حیاتیترین بخش توسعه-در زمینه فناوری هوشمند چین، صنعت پایه ابزار، متر و حسگرها است. با پیشرفت سریع علم و فناوری و افزایش مداوم سطوح اتوماسیون، صنعت ابزار دقیق چین دستخوش تحولات جدیدی خواهد شد و به پیشرفتهای تازهای دست خواهد یافت. جهت گیری{3}}فناوری بالای محصولات ابزار دقیق، به ویژه هوشمندسازی آنها، به مسیر اصلی برای توسعه آینده علم، فناوری و صنعت ابزار دقیق تبدیل خواهد شد. ابزارها و کنتورهای هوشمند مبتنی بر تئوری کنترل هوشمند در زمینههای زیر پیشرفت کردهاند:
① کنترل کننده های خبره
سیستمهای کنترل خبره (ECS) یک رویکرد کنترل مبتنی بر دانش- ضروری است. این سیستم ها به عنوان چارچوب های برنامه ای مجهز به دانش و تجربه تخصصی گسترده عمل می کنند. آنها با استفاده از هوش مصنوعی و فناوری رایانه، استدلال و قضاوت را بر اساس دانش و تخصص ارائه شده توسط یک یا چند متخصص حوزه انجام می دهند. آنها با شبیهسازی فرآیندهای تصمیمگیری{4}} متخصص انسانی، مشکلات پیچیدهای را که برای راهحلهای بهینه نیاز به تخصص انسانی دارند، حل میکنند.
② کنترل کننده های فازی
کنترلکنندههای فازی (FC)، که به عنوان کنترلکنندههای منطق فازی (FLC) نیز شناخته میشوند، به دلیل توانایی آنها در مدیریت عدم قطعیت، عدم دقت و اطلاعات فازی، کاربرد گستردهای در کنترل صنعتی به دست آوردهاند. آنها کنترل موثر فرآیندهایی را که در آن مدل سازی ریاضی غیرعملی است امکان پذیر می کنند و مسائلی را فراتر از روش های کنترل مرسوم حل می کنند.
③ کنترل کننده شبکه عصبی
کاربرد شبکههای عصبی در سیستمهای کنترل صنعتی، قابلیتهای پردازش اطلاعات را افزایش میدهد و هوش سیستم را بالا میبرد. کنترل شبکه عصبی که به اختصار کنترل عصبی نامیده می شود، از فناوری شبکه عصبی برای مدل سازی اشیاء غیرخطی پیچیده استفاده می کند. این به عنوان یک کنترل کننده عمل می کند، محاسبات بهینه سازی را انجام می دهد، استدلال انجام می دهد، یا تشخیص عیب را انجام می دهد.
لازم به ذکر است که در زمینه ابزار دقیق، علیرغم انتشارات متعدد محققان چینی در مورد شبکه های عصبی، کنترل فازی یا کنترل هرج و مرج، کارها و دستاوردهای دقیق، دقیق و واقعاً نوآورانه کمیاب است. برخی از ابزارها و مترهای پیشرفته-هنوز باید از خارج وارد شوند.
II. سیستم های کنترل شبکه ای
سیستم های کنترل در قرن بیست و یکم شبکه را با کنترل یکپارچه خواهند کرد. تحقیق در مورد سیستم های کنترل شبکه ای (NCS) به یکی از{2}}موضوعات پیشرفته در زمینه اتوماسیون تبدیل شده است. همانطور که شبکه های ارتباطی به عنوان یک جزء اصلی در سیستم های کنترل یکپارچه می شوند، این امر به طور قابل توجهی فناوری ها و روش های کنترل صنعتی را غنی می کند. این تغییرات اساسی در سیستمهای اتوماسیون و سیستمهای کنترل صنعتی از نظر معماری، روشهای کنترل و رویکردهای همکاری انسان{5}}ماشین ایجاد کرده است. به طور همزمان، چالشهای جدیدی مانند جفت بین کنترل و ارتباطات، تاخیرهای زمانی، روشهای زمانبندی اطلاعات، رویکردهای کنترل توزیعشده و تشخیص خطا را معرفی کرده است.
ظهور این چالش های جدید مستلزم نوآوری مستمر در روش ها و الگوریتم های کنترل در محیط های شبکه ای است. حوزههای کنترل سنتی با پیشرفت مداوم فناوریهای رایانه، ارتباطات و شبکه، دستخوش تحول بیسابقهای شدهاند و به سمت معماریهای شبکهای تکامل مییابند. ساختارهای سیستم کنترل از CCS اولیه (سیستم کنترل متمرکز کامپیوتری) به نسل دوم DCS (سیستم کنترل توزیع شده) و اکنون به سمت FCS رایج (سیستم کنترل فیلدباس) پیشرفت کرده است. تقاضا برای انتقال با سرعت بالا-دادههای حجم{{5} بزرگ مانند تصاویر و سیگنالهای صوتی، ادغام اترنت صنعتی با شبکههای کنترل را بیشتر پیش برده است. این موج از سیستمهای کنترل صنعتی شبکهای، چندین فنآوری معاصر را ترکیب میکند-از جمله سیستمهای تعبیهشده، چند-ارتباط بین شبکه کنترل صنعتی استاندارد، و فناوریهای بیسیم-در نتیجه فضای توسعه برای کنترل صنعتی و ایجاد فرصتهای جدید را گسترش میدهد.
پیشبرد صنعتی شدن از طریق اطلاع رسانی هم به عنوان تضمینی قدرتمند برای رشد سریع اقتصادی پایدار و هم به عنوان ابزاری حیاتی برای تغییر معماری های صنعتی سنتی عمل می کند. به عنوان نماینده فناوری اطلاعات، ادغام فناوری شبکه با سیستم های کنترل صنعتی به طور قابل توجهی قابلیت های سیستم کنترل را افزایش می دهد. ساختارهای مدیریت اطلاعات سازمانی نسبتاً بسته سیستمهای کنترل صنعتی موجود را تغییر میدهد و با نیازهای مدیریت اتوماسیون گسترده- شرکت مدرن سازگار میشود. فناوری شبکهای، تحول معماری سیستمهای کنترل صنعتی سنتی را به پیش برده است.
ادغام فیلدباس، اترنت، اتصالات متقابل شبکه کنترل صنعتی متعدد، فناوری جاسازی شده، و ارتباطات بی سیم در شبکه های کنترل صنعتی، پایداری اولیه و الزامات زمانی واقعی سیستم های کنترل را تضمین می کند و در عین حال باز بودن و قابلیت همکاری سیستم را افزایش می دهد. این امر سازگاری سیستم را با محیط های مختلف بهبود می بخشد. در عصر جهانی شدن اقتصادی امروز، این معماری سیستم کنترل صنعتی شبکهای، شرکتها را قادر میسازد تا رقابت بیسابقهای در بازار را طی کنند. توسعه محصول جدید را تسریع می کند، هزینه های تولید را کاهش می دهد و خدمات اطلاعاتی را بهبود می بخشد و چشم انداز توسعه گسترده ای را ارائه می دهد.
III. ارتباطات صنعتی بی سیم
ارتباطات صنعتی بی سیم یکی دیگر از موضوعات مورد بحث داغ در زمینه اتوماسیون است. شرکت های کنترل صنعتی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که فناوری بی سیم پایه و اساس جهش تکنولوژیکی بعدی را تشکیل می دهد و کارایی کارخانه را به طور قابل توجهی افزایش می دهد و ایمنی کاربر را تضمین می کند.
همانطور که فناوری بی سیم به طور فزاینده ای رایج می شود، تامین کنندگان مختلف طیف وسیعی از فن آوری های سخت افزاری و نرم افزاری را برای تسهیل ادغام قابلیت های ارتباطی در محصولات ارائه می دهند. استانداردهای ارتباطی پشتیبانی شده شامل بلوتوث، Wi{1}}Fi، GPS (سیستم موقعیتیابی جهانی)، 5G، و WiMax (قابلیت همکاری جهانی برای دسترسی مایکروویو) است. با این حال، هنگام افزودن ویژگیهای اتصال بیسیم، انتخاب تراشههای مناسب و نرمافزار مرتبط (با فرض اینکه عملکردهای پیادهسازی انتخاب شده به درستی انجام میشود و الزامات اعتبارسنجی مربوطه را برآورده میکند) میتواند بسیار چالش برانگیز باشد. حتی با طراحی مناسب، شکست در بهینه سازی عملکرد، مصرف انرژی، هزینه و مقیاس ممکن است از موفقیت بازار جلوگیری کند. داغ ترین فناوری های امروزی لزوماً بهترین استانداردهای ارتباطی یا آنچه مشتریان به آن نیاز دارند نیستند. بنابراین، پیادهسازیهای سختافزاری و نرمافزاری منتخب باید دارای قابلیت سازگاری باشند: هر نسل جدید از محصولات نباید نیاز به شروع از صفر داشته باشد.
روند ورود فناوری بی سیم به کاربردهای صنعتی غیرقابل انکار است، به ویژه در جایی که راه حل های سیمی غیرعملی هستند. با این حال، این نیاز به اصلاح مداوم خود فناوری بی سیم دارد. قابلیت اطمینان، قطعیت ارتباط و{2}}عملکرد در زمان واقعی، سازگاری و سایر قابلیت ها نیاز به بهبود بیشتری دارند. در نتیجه، در کوتاهمدت، فناوری بیسیم صنعتی بسط راهحلهای سیمی سنتی باقی خواهد ماند، به طوری که اکثر ابزارها و محصولات اتوماسیون دارای قابلیتهای انتقال بیسیم تعبیهشده هستند. در سطح بینالمللی، تحقیقات فناوری بیسیم هنوز در مراحل اولیه است و استانداردهای مربوطه در دست توسعه است. مؤسسات تحقیقاتی چینی به طور فعال در این فرآیند مشارکت دارند که به پیشرفت فناوری بی سیم در صنایع فرآیندی چین کمک کرده است.
با توجه به اینکه فناوری بی سیم در مرحله تحقیق و توسعه و پالایش باقی می ماند، عملکرد آن ذاتاً محدود است. علاوه بر این، در حوزه فناوری اتوماسیون، هیچ استاندارد جهانی شناخته شده و اثبات شده فناوری بی سیم وجود ندارد که به اندازه کافی برای برنامه های{1}کنترل زمان واقعی قابل اعتماد باشد، محدودیتی که به ویژه در سناریوهایی با زمان چرخه بسیار کوتاه مشخص می شود. در نتیجه، دامنه کاربرد فعلی فناوری بی سیم به جمع آوری و نظارت بر داده ها (SCADA) محدود شده است.
با این حال، با بهبود قابلیت اطمینان، فناوری بی سیم کاربردهای گسترده تری پیدا خواهد کرد. ارتباطات بی سیم در سال های آینده رشد سریعی را تجربه خواهد کرد، اما جایگزین ارتباطات سیمی نخواهد شد. ثبات، قابلیت اطمینان و امنیت ذاتی در سیستم های سیمی پابرجا خواهد ماند. راهحلهای بیسیم تنها در مواردی جایگزین راهحلهای سیمی میشوند که اجرای سیمی غیرعملی یا بسیار گران است. یکپارچه سازی سیستم های بی سیم و سیمی به صورت ارگانیک، با بهره گیری از نقاط قوت مربوطه، راه های جدیدی را برای افزایش بهره وری فراهم می کند. از ارتباطات سیمی در جایی که مناسب است و از ارتباطات بی سیم در جایی که مناسب است استفاده کنید. از آنجایی که هر دو ارتباط سیمی و بی سیم از پروتکل TCP/IP پشتیبانی می کنند، این دو روش ارتباطی را می توان به صورت ارگانیک ادغام کرد تا از نقاط قوت مربوطه استفاده کرده و بهره وری را افزایش دهد.
IV. اینترنت اشیا و اتوماسیون
امروزه، اینترنت اشیا (IoT) مسلماً یکی از رایجترین اصطلاحاتی است که در رسانههای بزرگ مطرح میشود، که ارتباط نزدیکی با مفهوم «هوش» دارد. از منظر «مدیریت، کنترل و هوشمندی»، اینترنت اشیا و اتوماسیون صنعتی دودمان مشترکی دارند. اتوماسیون صنعتی شامل جمعآوری، انتقال و محاسبات داده میشود، در حالی که اینترنت اشیا شامل سنجش جامع، انتقال قابل اعتماد و پردازش هوشمند است-این دو اساساً به هم مرتبط هستند.
اینترنت اشیا تاکید بیشتری بر اتصال بی سیم، جمع آوری انبوه داده ها و محاسبات هوشمند دارد. رابطه بین اینترنت اشیا و فناوری اتوماسیون عمیقاً در هم تنیده است. تمایز کلیدی در اتصال نهفته است: "شبکه های اتوماسیون سنتی عمدتاً به اتصالات سیمی با دسترسی محدود متکی هستند، در حالی که شبکه های حسگر عمدتاً از مسیرهای انتقال بی سیم استفاده می کنند و اتصال بسیار گسترده تری را امکان پذیر می کنند." این ارتباط ذاتی باعث میشود تولیدکنندگان اتوماسیون صنعتی فرصتهای توسعه اینترنت اشیا را کشف کنند.
حوزه های کاربردی کلیدی برای اینترنت اشیا عبارتند از: برنامه های کاربردی در تولید محصولات صنعتی، ردیابی، نظارت بر پیشرفت، و ردیابی کیفیت. برنامههای کاربردی در سیستمهای نظارت، ردیابی و ضد جعل کالاهای با ارزش و مواد خطرناک-. برنامههای کاربردی در اعتبارنامه الکترونیکی برای کنفرانسهای بزرگ، جلسات-سطح بالا، و رویدادهای مهم؛ بلیت الکترونیکی برای مناطق پرترافیک-در رویدادهای ورزشی، کنسرتها و جاذبههای توریستی بزرگ (مانند نمایشگاه جهانی شانگهای). فناوری اینترنت اشیا برای جمعآوری عوارض ترافیک، شناسایی خودکار از راه دور و مدیریت انواع خودروها؛ فناوری اینترنت اشیا برای شناسایی خودکار، ثبت، موقعیت یابی و پرس و جو از پرسنل در مناطق تعیین شده؛ فناوری اینترنت اشیا برای ردیابی کامل-فرایند در زنجیرههای دامپروری و صنایع غذایی؛ فناوری اینترنت اشیا در بخشهای کشاورزی، امداد رسانی در بلایا و واکنش اضطراری؛ فناوری اینترنت اشیا برای مدیریت دارایی های ارزشمند و حیاتی؛ فناوری اینترنت اشیا برای برنامههای کاربردی کامل-در پوشاک مارکدار؛ فناوری اینترنت اشیا برای مدیریت کتابخانه؛ کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در مدیریت سلاح گرم نظامی، مدیریت پرسنل، مدیریت خودرو، مدیریت مواد و امنیت/محرمانه. کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در هوانوردی، خودروسازی و سایر بخش ها؛ کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در صنعت خرده فروشی؛ کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در تامین اجتماعی؛ کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در توسعه شهر هوشمند؛ فناوریهای ارتباطی کوتاه-: تراشههای Zigbee، ماژولهای ارتباطی Zigbee، شبکههای Zigbee، GPS، RTLS ({8}}سیستمهای مکان واقعی)، فناوری بلوتوث، فناوری و برنامههای کاربردی UWB (Ultra-Wideband). شبکههای EPC (کد محصول الکترونیکی): برچسبگذاری EPC، میانافزار EPC، سرورهای EPC، پلتفرمهای خدمات عمومی EPC، شبکههای EPC. شبکه های حسگر، شبکه های ارتباطی سیار، شبکه های موقعیت یابی جهانی، و شبکه های کاربردی مرتبط؛ سیستم های نرم افزاری تحلیل هوش تجاری و غیره
«اینترنت اشیا» ذهنیت سنتی را که زیرساختها را از زیرساختهای فناوری اطلاعات جدا میکرد، واژگون کرده است. این به طور موثر امکانات فیزیکی مانند جاده ها و ساختمان ها را با رایانه های شخصی، تلفن های همراه، لوازم خانگی، سیستم های حمل و نقل و زیرساخت های فناوری اطلاعات متصل می کند. این امکان اتصال متقابل همه جانبه را در بین مدیریت دولتی، تولید، مدیریت اجتماعی و زندگی شخصی افراد فراهم می کند.
از منظر زنجیره صنعتی مورد نیاز اینترنت اشیا، فنآوریها و صنایع بالادستی شامل کنترل خودکار، سنجش اطلاعات و شناسایی فرکانس رادیویی (RFID) میشوند، در حالی که پاییندست روی برنامههای IoT تمرکز دارد. کارشناسان صنعت همچنین تاکید میکنند: «اتوماسیون صنعتی سنتی در واقع بخشی از اینترنت اشیا است» و از تولیدکنندگان اتوماسیون کنترل صنعتی میخواهد تا به نیروی محرکه پیادهسازی اینترنت اشیا تبدیل شوند. به عنوان نقطه همگرایی اطلاعات و اتوماسیون، اینترنت اشیا دارای پتانسیل و مزایای بسیار زیادی است. برخی از سازمان ها به شدت پتانسیل آن را برای بهینه سازی فرآیندهای مدیریت و گردش کار تولید و دستیابی به موفقیت های اولیه تشخیص داده اند. شبکههای اتوماسیون سنتی شباهتهای قابل توجهی با شبکههای حسگر در اینترنت اشیا دارند.
V. رایانش ابری و اتوماسیون
آزمایشگاه ملی آرگون
رایانش ابری نشاندهنده تکامل پردازش توزیعشده، پردازش موازی، و محاسبات شبکهای است-یا بهتر بگوییم تحقق تجاری این مفاهیم علوم رایانه. هسته اصلی آن در ذخیره سازی و محاسبه داده های انبوه، با تاکید ویژه بر فناوری مجازی سازی نهفته است. در اصل، رایانش ابری یک مدل ابررایانه{3} مبتنی بر اینترنت است که منابع وسیعی را برای ارائه خدمات فناوری اطلاعات متنوع به کاربران به هم متصل میکند.
به عنوان مثال، مدل محاسبات ابری تحولات قابل توجهی را در صنعت نرم افزار اتوماسیون به ارمغان خواهد آورد. تغییرات کلیدی عبارتند از:
① معماری سیستم های اتوماسیون، با گسترش معماری های توزیع شده به مقیاس های وسیع تر، انعطاف پذیرتر خواهند شد.
در پروژههای اتوماسیون صنعتی و اطلاعاتی در مقیاس بزرگ-مدرن، سیستمها به طور فزایندهای پیچیده و عظیم میشوند. معماری های شبکه و سیستم موجود دیگر برای رسیدگی موثر به این چالش ها مجهز نیستند. مفهوم انقلابی رایانش ابری، چارچوبهای معماری سفت و سختی را که بهطور سنتی در سیستمهای اتوماسیون یافت میشود، از بین برده است. در سیستمهای رایانش ابری، سیستمهای اتوماسیون و اطلاعاتسازی دیگر تنها بر روی یک کامپیوتر ثابت اجرا نمیشوند. در عوض، آنها در سراسر شبکه، از جمله اینترنت، کار می کنند و از شبکه به عنوان یک کل برای تخصیص منابع سیستم و اجرای عملکردهای مختلف استفاده می کنند.
② تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات انبوه به عملکردهای استاندارد نرم افزار اتوماسیون تبدیل خواهد شد.
در پروژههای اتوماسیون بزرگ-مقیاس، حجم اتوماسیون و دادههای اطلاعاتی به طور تصاعدی در حال رشد است و توصیف آن به عنوان "عظیم" اغراق آمیز نیست. در نتیجه، انواع پایگاه داده، مدلهای ذخیرهسازی دادهها و الگوهای خواندن/پرس و جوی دادهها که در حال حاضر در نرمافزارهای اتوماسیون به کار میروند، همگی حول پردازش دقیق و به موقع حجمهای بزرگ داده متمرکز هستند. مدیریت اطلاعات انبوه به یکی از تنگناهایی تبدیل شده است که توسعه نرم افزارهای اتوماسیون را محدود می کند.
در عصر رایانش ابری، کاربران میتوانند قدرت محاسباتی را از پلتفرمها و شبکههای سختافزاری مختلف در لایههای مختلف استفاده کنند. آنها به راحتی می توانند از خدمات (SaaS)، پلتفرم ها (PaaS) و منابع سخت افزاری/شبکه محاسباتی (IaaS) در "ابر" استفاده کنند و قابلیت های محاسباتی شبکه عمومی را به طور کامل یکپارچه کنند. این امر تجزیه و تحلیل و پردازش اتوماسیون عظیم و داده های اطلاعاتی را امکان پذیر می کند و نیازهای-سیستم های کاربردی مقیاس بزرگ را برآورده می کند و در عین حال امکان کنترل اتوماسیون پیچیده و سیستم های اطلاعاتی را فراهم می کند.
③ مدل های توسعه مهندسی را به طور کامل تغییر می دهد.
در عصر رایانش ابری، توسعه پروژه های مهندسی دیگر به رایانه های فردی محدود نمی شود. مدل SaaS به کاربران اجازه می دهد تا مستقیماً از نرم افزار بر روی سرورهای فروشندگان نرم افزار اتوماسیون از طریق اینترنت استفاده کنند. فرآیند توسعه در شبکه محاسبات ابری اتفاق می افتد و پس از تکمیل، یک پروژه مهندسی مستقیما قابل اجرا تولید می شود.
④ تغییر مدل های خدمات فروشندگان نرم افزار و کاهش هزینه های نگهداری.
مدل محاسبات ابری همچنین هزینه های خدمات را برای فروشندگان نرم افزار کاهش می دهد. پیش از این، فروشندگان نیاز به ارائه پشتیبانی فنی و نگهداری برای نرم افزار اتوماسیون در حال اجرا در محیط های سخت افزاری و نرم افزاری مختلف داشتند. در عصر ابر، آنها فقط نیاز دارند که یک نمونه نرم افزاری را روی سرورهای خود نگه دارند.
⑤ الزامات سخت افزاری برای سیستم های اتوماسیون را کاهش می دهد و وضعیت صنعت نرم افزار را ارتقا می دهد.
چه ابرهای خصوصی مبتنی بر شبکههای شرکتی داخلی یا ابرهای ترکیبی با اتصال خارجی، هر دو هدف تخصیص پویا منابع محاسباتی را دارند. این امر، عملیات سیستم را نرمتر و با ثباتتر میسازد و نیازهای سختافزاری را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد بدون اینکه کارایی به خطر بیفتد. به طور گسترده ای شناخته شده است که در سیستم های اتوماسیون فعلی، نرم افزار به عنوان "روح" عمل می کند، اما ارزش نسبتاً پایینی دارد و تنها 5 تا 10 درصد از کل هزینه را تشکیل می دهد. در عصر رایانش ابری، با کاهش تقاضای سخت افزار در حالی که نیازهای نرم افزاری به طور فزاینده ای سخت گیرانه می شوند، ارزش و اهمیت نرم افزار در صنعت اتوماسیون به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.
⑥ فن آوری های جدید و فلسفه های محصول به هسته اصلی رقابت تبدیل خواهند شد.
بدون شک، مدل رایانش ابری تحولی عمیق در صنعت نرم افزار اتوماسیون ایجاد خواهد کرد. چگونه در روند توسعه فناوری اطلاعات حرکت کنیم؟ چگونه میتوان-نرمافزار اتوماسیون نسل بعدی را بر اساس محاسبات ابری توسعه داد؟ چگونه می توان از سازگاری نسخه های نرم افزار اتوماسیون قدیمی با پلتفرم های ابری اطمینان حاصل کرد؟ چگونه سیستمهای مهندسی اتوماسیون سنتی را به سیستمهای مبتنی بر ابر- ارتقا دهیم؟ اینها ملاحظات اولیه برای شرکت های صنعتی خواهد بود. با بلوغ فناوری محاسبات ابری و تلاشهای بخش اتوماسیون، توسعه سیستمهای اتوماسیون چین با استفاده از "رایانش ابری" به سرعت پیشرفت خواهد کرد. این نیز موضوعی است که صنعت اتوماسیون چین باید به آن توجه زیادی داشته باشد.
VI. اتوماسیون در{1}}اقتصاد کربن پایین
اتوماسیون در اقتصاد{0}کم کربن یک موضوع گسترده و حیاتی است. ما این را با استفاده از صنعت فرآیند به عنوان مثال نشان می دهیم. صنعت فرآیند شامل بخشهایی مانند پتروشیمی، پالایش، مواد شیمیایی، متالورژی، داروسازی، مصالح ساختمانی، صنعت سبک، کاغذسازی، معدن، حفاظت از محیط زیست و صنایع تولید برق-میشود که موقعیتهای مسلطی در اقتصاد ملی چین دارند. این بخشها نقش اقتصادی حیاتی را ایفا میکنند، به طوری که ارزش خروجی سالانه شرکتهای صنعت فرآیند چین 66 درصد از کل ارزش تولید سالانه همه شرکتهای صنعتی در سراسر کشور را تشکیل میدهد.
وضعیت توسعه صنایع فرآیندی مستقیماً بر بنیان اقتصادی کشور تأثیر می گذارد. به عنوان یک بخش عظیم که موقعیت حیاتی را اشغال می کند، صنایع فرآیندی به عنوان یک ستون اساسی اساسی برای رشد اقتصاد ملی عمل می کنند و جزء ضروری تولید را تشکیل می دهند. مشخصه آنها رسیدگی به جریان های مداوم یا متناوب مواد و انرژی است، آنها عمدتاً کالاها را در مقیاس- دسته های بزرگ تولید می کنند.
روش های اولیه تولید و فرآوری در صنایع فرآیندی شامل واکنش های شیمیایی، جداسازی و اختلاط است. در عصر اقتصاد دانش قرن بیست و یکم، صنایع فرآیندی-به عنوان بخشهای تولید سنتی{3}}از ستونهای حیاتی توسعه اقتصادی باقی خواهند ماند. این صنایع هم تولیدکنندگان اصلی انرژی و مواد خام و هم مصرف کنندگان قابل توجه انرژی هستند که حفظ انرژی، کاهش مصرف و کنترل انتشار گازهای گلخانه ای را حیاتی می کنند. کاستیهای رایج در این بخشها عبارتند از مصرف انرژی بالا، آلودگی شدید، کیفیت پایین محصول، فرآیندهای تولید قدیمی، سطوح پایین اتوماسیون، شیوههای مدیریت ضعیف، یکپارچگی اطلاعات پایین و رقابتپذیری کلی ناکافی. صنعت بزرگترین بخش اقتصاد چین را تشکیل می دهد و همچنین مصرف کننده اصلی انرژی و منابع و همچنین عامل اصلی آلودگی محیط زیست است. صنایع فرآیندی در نتیجه به هدف اولیه برای بهبود تبدیل شدهاند، بهویژه در شش بخش عمده: پالایش نفت، مواد شیمیایی، فولاد، تولید برق، فلزات غیرآهنی و مصالح ساختمانی. این بخش ها نزدیک به 70 درصد از مصرف انرژی صنعتی کشور را تشکیل می دهند.
کارشناسان تاکید می کنند: اول، هدف قرار دادن مسائل نوظهور و صنایع مبتنی بر روند{0}}همیشه یک راز کلیدی برای نوآوری موفق در همه بخش ها بوده است! مسائل نوظهور به چالشهای عمدهای اشاره دارد که نیازمند توجه متمرکز برای توسعه اجتماعی آینده بشر است. صنایع "روند{1}"محور پروژه هایی با پتانسیل عظیم آینده را نشان می دهد.
بنابراین، چالشهای عمدهای که نیاز به توجه متمرکز برای توسعه اجتماعی آینده بشری و پروژههایی با پتانسیل عظیم آینده دارند، چیست؟ بدون شک، یکی از این حوزهها پروژههایی است که در خدمت «اقتصاد{0}}کم کربن» و «فناوریهای کم کربن-» هستند! «اقتصاد کم کربن-» به یک انتخاب استراتژیک حیاتی برای مؤسسات و مؤسسات تحقیقاتی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، ترویج شدید توسعه "اقتصاد-کم کربن" به ناچار ابتکار عمل در نوآوری برای پروژه های تحقیقاتی و توسعه بازار را تضمین می کند. در حال حاضر، اقتصاد جهانی در حال تسریع انتقال خود به سمت یک «اقتصاد-کم کربن» است، که باعث رشد اقتصادی متعددی شده است. "اقتصاد{8}}کم کربن" سنگ بنای رقابت ملی و شرکتی آینده خواهد بود. شرکتهای هوشمند در بهرهبرداری از فرصتها، تغییر روشهای تولید، و پیشرو بودن در تبدیل انفعال به فعال بودن برتری دارند. آنها از تغییرات در پارادایمهای توسعه اجتماعی به عنوان موتورهایی برای رشد سریع استفاده میکنند و تلاش میکنند تا موقعیت بالا را در اقتصاد{12}}کم کربن به دست آورند.
هنگام تدوین استراتژیهای توسعه شرکتها، شرکتها باید نحوه ایجاد یک «استراتژی{0}کم کربن» را در نظر بگیرند و برای رشد همگام با روند توسعه پایدار ملی تلاش کنند. همان طور که پیتر دراکر، استاد مدیریت مشهور می گوید: "هیچکس نمی تواند تغییر را کنترل کند، اما همه می توانند از آن جلو بزنند!" صنایع فرآیندی چین باید این اصل را بپذیرند و در تلاش برای ماندن در این منحنی باشند. کاهش انتشار کربن پایین یک الزام ملی، یک مأموریت تاریخی و یک الزام برای شرکتهای فرآیندی است. پذیرش "کم{5}}کربن" یک ماموریت بزرگ برای این صنایع است.
VII. اتوماسیون در ایمنی محل کار
اتوماسیون در ایمنی محل کار در سال های اخیر به یک اصطلاح پرکاربرد تبدیل شده است! این موج ناشی از وقوع مداوم حوادث مختلف در محل کار است که باعث افزایش تقاضا برای فناوریهای اتوماسیون برای افزایش ایمنی میشود. اولویت فوری در حال حاضر این است که چگونه به طور موثر از فناوری های پیشرفته مانند اتوماسیون و اطلاع رسانی برای ارتقای استانداردهای ایمنی محل کار استفاده کنیم. در نتیجه، ملت استراتژی "علم و فناوری برای ایمنی" را پیشنهاد کرده است! توسعه ایمنی به همان اندازه از اتوماسیون جدا نیست. ایمنی در تولید را می توان به ایمنی مکانیکی و ایمنی فرآیند طبقه بندی کرد.
ایمنی ماشین آلات در درجه اول از پرسنل محافظت می کند و توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. سوئیچهای ایمنی، دکمههای ایمنی، دربهای ایمنی و تشکهای ایمنی در کارخانهها ضروری شدهاند که با محصولاتی مانند سنسورهای ایمنی، PLCهای ایمنی، اتوبوسهای ایمنی و اترنت ایمنی همراه هستند. ایمنی فرآیند، امنیت فرآیندهای تولید را تضمین می کند. امروزه بسیاری از تامین کنندگان اتوماسیون در حال بررسی ارائه راه حل های ایمنی هستند. یک راه حل ایمنی واقعی شامل بیش از عرضه یک یا چند محصول ایمنی است. این در درجه اول در مورد افزایش ایمنی تجهیزات کاربر است. نحوه تعبیه عملکردهای ایمنی در ماشین آلات و تجهیزات کاربر، بهبود تضمین ایمنی بدون تأثیر بر فرآیند تولید، همچنان نیازمند توسعه بهتر است.
اتوماسیون به فرآیندی اطلاق میشود که در آن ماشینها یا دستگاهها بر اساس برنامهها یا دستورالعملهای از پیش تعیینشده بدون دخالت انسان عمل یا کنترل میکنند. اتخاذ فناوری اتوماسیون نه تنها افراد را از کار فیزیکی سخت، وظایف ذهنی خاص، و محیط های کاری خشن یا خطرناک رهایی می بخشد، بلکه توانایی های انسانی را نیز گسترش می دهد، به طور قابل توجهی بهره وری نیروی کار را افزایش می دهد و ظرفیت بشریت برای درک و تغییر جهان را افزایش می دهد. بنابراین، ماشینآلات، تجهیزات، سیستمها یا فرآیندها (فرایندهای تولید و مدیریت) از طریق شناسایی خودکار، پردازش اطلاعات، تجزیه و تحلیل و قضاوت و کنترل دستکاری-همه با توجه به نیازهای انسانی{3}}با حداقل یا بدون دخالت مستقیم انسانی به اهداف از پیش تعیین شده دست مییابند. اتوماسیون ایمنی به اجرای استراتژی «علم و فناوری برای ایمنی» از طریق فناوری اتوماسیون برای دستیابی به تولید ایمن اشاره دارد. وقتی در صنایع خاصی اعمال میشود، اتوماسیون ایمنی اشکال متمایزی دارد، مانند: - اتوماسیون تولید ایمنی معدن زغال سنگ - اتوماسیون تولید ایمنی پتروشیمی - اتوماسیون تولید ایمنی شیمیایی - اتوماسیون تولید ایمنی متالورژی - اتوماسیون تولید ایمنی حمل و نقل - - اتوماسیون تولید ایمنی در سایر صنایع
هشتم. انرژی{1}}صرفه جویی و مصرف-کاهش اتوماسیون
در سال های اخیر، «حفظ انرژی و کاهش مصرف» به عنوان یک مفهوم بسیار مهم در توسعه فناوری اتوماسیون چین ظاهر شده است. «حفظ انرژی، کاهش انتشار و توسعه علمی» به اصول راهبردی راهبردی برای رشد اقتصادی چین تبدیل شده است.
طبق برآوردها، چین برای تولید هر دلار تولید ناخالص داخلی، 4.3 برابر بیشتر از ایالات متحده و 11.5 برابر بیشتر از ژاپن انرژی مصرف می کند. میزان مصرف انرژی در چین تنها 26.9 درصد از سطح ایالات متحده و 11.5 درصد از ژاپن است. این نشان میدهد که مصرف انرژی بخش قابلتوجهی از هزینههای محصول را برای شرکتهای چینی تشکیل میدهد، در حالی که پتانسیل بسیار زیادی برای صرفهجویی در انرژی در این شرکتها را برجسته میکند. افزایش رقابت پذیری محصول از طریق صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش مصرف کاملاً امکان پذیر است.
صنعت تولید تجهیزات بهعنوان حامل و واسطهای برای دگرگونی فناوری، بهعنوان یک بخش بنیادی «وسیلهگرا-گرا عمل میکند. محصولات آن-تجهیزات تولیدی برای همه صنایع-پایه زیرساخت های اساسی را تشکیل می دهند. بخش تولید تجهیزات چین که با گستره وسیع، مقولههای متنوع، محتوای تکنولوژیکی بالا و ارتباطات قوی با سایر صنایع مشخص میشود، طی سالها به یک سیستم صنعتی جامع با مقیاس و پیچیدگی فنآوری قابلتوجه تبدیل شده است و به یک ستون حیاتی اقتصاد ملی تبدیل شده است. صرفه جویی در انرژی و بهبود بهره وری مصرف انرژی نه تنها راهبردهای بلندمدت- برای اطمینان از عملیات تولید عادی و دستیابی به توسعه شرکتی سالم و پایدار است، بلکه انتخاب های اجتناب ناپذیری برای شرکت ها برای انطباق با تقاضاهای بازار، کاهش هزینه ها، افزایش سود، بهبود عملکرد زیست محیطی و افزایش رقابت است. برای دستیابی شرکت ها به رشد پایدار، اجرای صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش مصرف ضروری است.
با پیشرفت زمان، وظایف حفاظت از انرژی و کاهش انتشار به طور فزاینده ای چالش برانگیز خواهد شد و اهداف کنترلی سخت تر می شوند. معرفی این اهداف، تقاضاهای بالاتری را بر عملیات صنعتی تحمیل خواهد کرد. اتخاذ فعالانه فناوریهای پیشرفته-صرفهجویی و مصرف{3}}کاهش انرژی، و پیادهسازی مفاهیم، مدلها و فرآیندهای مدیریت علمی، مسیرهای حیاتی شرکتها برای دستیابی به این اهداف هستند. ترویج و بکارگیری فناوریها، فرآیندها، مواد و روشهای جدید مبتنی بر نوآوری فنآوری میتواند به تدریج تجهیزات ناکارآمد و گروههای محصولات پر مصرف-انرژی{6}} را از تولید حذف کند و نقشی حیاتی در پیشبرد صرفهجویی انرژی و کاهش مصرف داشته باشد. صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش مصرف از طریق نوآوری{8}}فناوری بالا یک گام اساسی برای صنعت تولید تجهیزات است. این به این دلیل است که فناوری های پیشرفته مدرن به طور عمیق و گسترده ای بر توسعه این بخش تأثیر می گذارد. پیشرفت فناوری های پیشرفته مدرن، تقاضاهای بالاتر، جدیدتر و بهتری را به صنعت تولید تجهیزات تحمیل می کند. پشتیبانی{12}}فناوری بالا به همان اندازه در تلاشهای «حفظ انرژی و کاهش مصرف» در بخش تولید تجهیزات ضروری است.
به عنوان مثال، بهره وری انرژی موتور، بهینه سازی فرآیند، تبدیل اتلاف به-منبع، استفاده از گرمای اتلاف، تبدیل سازمانی، و پذیرش انرژی جدید، همگی ذاتاً با فناوری اتوماسیون مرتبط هستند.
IX توسعه نرم افزار کنترل صنعتی
پیشرفت نرم افزارهای کنترل صنعتی یکی دیگر از جنبه های حیاتی فناوری اتوماسیون است. از دهه 1990، خریدهای متوالی آیبیام از فروشندگان میانافزار، میانافزار را به هسته معماری فناوری اطلاعات سازمانی ارتقا داد و به تدریج اهمیت و نقش محوری نرمافزار را برجسته کرد. پس از آن، IBM شرکت های نرم افزاری معروفی مانند Lotus و DB2 را خریداری کرد. نرم افزار در کنار سخت افزار شروع به پیشرفت کرد. در سال 2004، IBM تجارت رایانه شخصی خود را به Lenovo فروخت{6}} اقدامی که نشان دهنده پایان عصر طلایی سخت افزار و طلوع عصر رشد نرم افزار بود.
در کنترل صنعتی، نرمافزارسازی سختافزار یک روند کلیدی را نشان میدهد که با ظهور PLCهای نرم تعبیهشده نمونهای از آن است. در حال حاضر، بازار دارای آخرین نرم افزار CoDeSys V3.4 (یک PLC نرم سیستم تعبیه شده بر اساس پلت فرم CoDeSys) است که توسط نرم افزار 3S آلمان پیشگام شده است. از مفهوم "اتوماسیون باز و قابل تنظیم مجدد" با محوریت "قابلیت استفاده مجدد" حمایت می کند. این نرم افزار در محیط توسعه IEC 61131 عمل می کند و از چندین زبان استاندارد اتوماسیون صنعتی از جمله منطق نردبان، فلوچارت ها، نمودارهای بلوک و زبان پیشرفته ST پشتیبانی می کند.
استفاده مجدد از نرم افزار نشان دهنده یک روش و نظریه در مهندسی نرم افزار کامپیوتر است که اساسا به عنوان راه حلی برای حذف تلاش های اضافی در توسعه نرم افزار عمل می کند. این یک رویکرد اثبات شده برای افزایش بهره وری توسعه نرم افزار و کیفیت محصول است. استفاده مجدد از نرم افزار شامل استفاده از نرم افزار موجود و اجزای موثر آن برای ساختن نرم افزار یا سیستم های جدید است که در نتیجه زمان توسعه و هزینه های نگهداری را کاهش می دهد. این یک فناوری حیاتی برای بهبود بهره وری و کیفیت نرم افزار است.
عوامل کلیدی (هم فنی و هم غیر فنی) برای دستیابی به استفاده مجدد از نرمافزار در درجه اول شامل هفت جنبه است: فناوری اجزای نرمافزار، معماری نرمافزار، مهندسی دامنه، مهندسی مجدد نرمافزار، فرآیندهای مولفه باز، فناوری CASE (مهندسی نرمافزاری به کمک رایانه) و عوامل غیر فنی مختلف. مزایای استفاده مجدد از نرم افزار عبارتند از: (1) بهره وری بالاتر (و در نتیجه کاهش هزینه). (2) بهبود کیفیت نرم افزار. (خطاها را می توان سریعتر اصلاح کرد)؛ (3) استفاده مناسب از استفاده مجدد از نرم افزار قابلیت نگهداری سیستم را بهبود می بخشد.
فراتر از مزایای استفاده مجدد از نرم افزار، نرم افزار CoDeSys دارای قابلیت ساخت مجدد نیز می باشد. ساخت قابل پیکربندی مجدد فرآیندی است که مدیریت و کنترل پیکربندی مجدد سیستم تولید را هدایت می کند. این سیستمهای تولیدی را قادر میسازد تا به طور موثر به محیطهای در حال تغییر پاسخ دهند. پیکربندی مجدد به سیستمی اطلاق می شود که در آن ماژول های سخت افزاری و/یا ماژول های نرم افزاری آن می توانند معماری و الگوریتم های سیستم را بر اساس تغییر جریان داده یا جریان های کنترل پیکربندی مجدد (یا تنظیم مجدد) کنند. این شامل موارد زیر است: پیکربندی مجدد سازمانی، پیکربندی مجدد فرآیند کسب و کار، قابلیت پیکربندی مجدد محصول، قابلیت پیکربندی مجدد سیستم پردازش طبقه فروشگاه، و پلت فرم های اطلاعاتی قابل تنظیم مجدد.
برجستهترین مزیت سیستمهای قابل تنظیم مجدد، توانایی آنها در تغییر معماری برای مطابقت با الزامات برنامه خاص است. در مواجهه با بازار در حال تغییر-، نحوه فعال کردن سیستم های تولیدی برای پاسخ سریع و اقتصادی به تقاضاهای در حال تغییر بازار، چالش مهمی برای صنعت تولید امروزی است. خطوط تولید خودکار مکانیزه سنتی، صرفه جویی در مقیاس را برای تولید دسته ای ارائه می دهند، اما در پاسخ به تغییرات بازار، چابکی ندارند. در حالی که سیستمهای تولید انعطافپذیر میتوانند چرخههای نمونهسازی و تولید محصول را کوتاه کنند، اما نیاز به سرمایهگذاری قابل توجه با دورههای بازگشت طولانی دارند. در نتیجه، نیاز فوری به یک الگوی تولید جدید وجود دارد که مزایای تولید انبوه را با سازگاری سریع با محیطهای تولیدی پویا و در حال تغییر ترکیب کند، در حالی که منابع تولید موجود را به طور کامل به کار میگیرد. در این زمینه، سیستم تولید قابل تنظیم مجدد پیشنهادی اخیراً یک راه حل مؤثر برای برآورده کردن این خواسته ها ارائه می دهد.
علاوه بر این، پورتال TIA پیشنهادی زیمنس (博途) یک پلت فرم نرم افزار مهندسی نوآورانه است که توسط زیمنس بر اساس مفهوم TIA (اتوماسیون کاملا یکپارچه) توسعه یافته است. تمام وظایف اتوماسیون را در یک محیط پیکربندی مهندسی مدیریت می کند، کار طراحان را ساده می کند، کارایی را افزایش می دهد و هزینه ها را کاهش می دهد. با دستیابی به ارتباطات یکپارچه، برنامه نویسی یکپارچه و داده های یکپارچه، یک سیستم کامل و ارگانیک یکپارچه را تشکیل می دهد. این انتظارات صنعت را برای یک پلتفرم کاملاً یکپارچه برای اجرای راه حل های اتوماسیون برآورده می کند که مدیریت متمرکز طراحی محصول، طراحی مکانیکی و طراحی اتوماسیون را در یک مجموعه نرم افزاری واحد ممکن می سازد. در نتیجه، به عنوان بصریترین، کارآمدترین و قابل اعتمادترین پلتفرم نرمافزاری فناوری مهندسی در حال حاضر موجود است. این توسعه نیازمند توجه در بخش کنترل صنعتی است.
X. جهانی سازی شبیه سازی و مدل سازی
فناوری مدلسازی و شبیهسازی شبکهای یک کانون تحقیقاتی فعلی در این زمینه است. دامنه فنی و مدل های کاربردی آن به طور مداوم در کنار پیشرفت های فناوری شبکه در حال گسترش و تکامل هستند. توسعه سریع فناوریهای شبکه و محاسبات، ما را وارد عصر محاسبات فراگیر میکند. محاسبات فراگیر یک فضای اطلاعاتی متشکل از محاسبات و ارتباطات ایجاد می کند و با فضای فیزیکی زندگی انسان ادغام می شود تا یک محیط هوشمند را تشکیل دهد.
در این فضای هوشمند، افراد می توانند به طور شفاف به خدمات محاسباتی و اطلاعاتی در هر زمان و هر مکان دسترسی داشته باشند. فناوری مدلسازی و شبیهسازی شبکهای به سمت جهانی شدن تکامل خواهد یافت. «فناوری شبیهسازی جهانی» که محاسبات همه جا حاضر را ادغام میکند، به همگرایی اطلاعات و فضاهای فیزیکی دست مییابد و مدلسازی و شبیهسازی مدرن، تحقیق، توسعه و کاربرد را به عصر جدیدی سوق میدهد.
برای محیطهای محاسباتی همهجای پیچیده، ناهمگن و پویا، سیستمهای شبیهسازی فراگیر ویژگیهای اساسی زیر را نشان میدهند:
⑴ دسترس پذیری همه جا حاضر:منابع شبیه سازی در همه جا موجود هستند. شبکههای شبیهسازی با استفاده از فناوری شبکه، ارائه خدمات{1}}منابع شبیهسازی نرمافزاری و سختافزاری متنوع را در زندگی روزمره امکانپذیر میسازند. این امر کاربران را در برابر محیطهای محاسباتی پیچیده و ناهمگون در همه جا محافظت میکند، منابع شبیهسازی را به صورت جهانی در دسترس قرار میدهد و به موضوع «همهجایی» رسیدگی میکند.
⑵ هر زمان، هر مکان:کاربران می توانند به خدمات شبیه سازی در محل کار یا محل زندگی خود بدون اتصال به رایانه اختصاصی دسترسی داشته باشند. فناوری Grid پایانه های برنامه های شبیه سازی را به هر گوشه ای از شبکه گسترش می دهد و کاربران را به طور کامل از محدودیت های زمانی و مکانی رها می کند. هر دستگاه شبکهای میتواند به منابع و خدمات شبیهسازی در محیط شبکه دسترسی داشته باشد و شرایط دسترسی «در هر زمان، هر مکان» را برآورده کند.
⑶ تطبیقی:فضای اطلاعات شبیهسازی خدمات شبیهسازی منسجمی را ارائه میکند که با شرایط متغیر سازگار میشوند و محیطهای محاسباتی متناسب با نیازهای کاربر را ارائه میدهند.
⑷ شفاف:کاربران با حداقل تلاش آگاهانه به خدمات شبیه سازی دسترسی دارند. این تعامل بسیار طبیعی است-حتی توسط کاربر مورد توجه قرار نمیگیرد-که تعامل ضمنی نامیده میشود.
ادغام مفاهیم و فنآوریهای محاسباتی فراگیر در شبکههای شبیهسازی به طور موثر نیازمندیهای نوظهور محیطهای شبیهسازی همهجای-تحرک، سازگاری، هوشمندی، و مدلهای کاربردی{1}}را پاسخ میدهد که فضاهای اطلاعاتی شبیهسازی را قادر میسازد تا محیطهای تطبیقی و خدمات سازگار متناسب با نیازهای کاربر را ارائه دهند. فناوری همگرای محاسبات شبکه ای و محاسبات همه جا حاضر-فناوری شبکه شبیه سازی همه جا حاضر-به عنوان یک نقطه کانونی جدید در تحقیقات و برنامه های کاربردی مدل سازی و شبیه سازی شبکه ای پدیدار خواهد شد.
به طور خلاصه، ده روند برتر فعلی در فناوری اتوماسیون نشان می دهد که نوآوری اتوماسیون را می توان در چند کلمه کلیدی خلاصه کرد: یکپارچگی، ارتباطات، همکاری، بهره وری انرژی، ایمنی، استانداردها و باز بودن. این امر همچنین باعث ایجاد محصولات و مفاهیم جدید متعددی شده است. برای سال های متمادی، اتوماسیون جدید مستقیم ترین نیروی محرک توسعه سریع تولید بوده است. این نیرو که ناگزیر از نیروی محرکه «نوآوری» است، بدون شک در عصر تولید هوشمند، درخشان خواهد بود!




