علیرغم اینکه نظرات مختلفی در مورد مفاهیم شبکه حسگر، اینترنت اشیا (IoT) و شبکه فراگیر در جامعه وجود دارد، عموماً توافق بر این است که IoT به تحقق{0}}تقاضای اطلاعات، انتقال، ذخیره سازی، شناخت، تجزیه و تحلیل و استفاده بین اشیا و اشیا، اشیا و افراد و انواع حسگرها توسط افراد اشاره دارد.
جنبه های کلیدی اینترنت اشیا را می توان به عنوان سنجش جامع، انتقال قابل اعتماد و پردازش هوشمند خلاصه کرد. سنجش جامع به استفاده از شناسایی فرکانس رادیویی (RFID)، جیپیاس، دوربینها، حسگرها، شبکههای حسگر و سایر ابزارهای فنی برای سنجش، گرفتن، اندازهگیری، در هر زمان و هر نقطه از جسم برای جمعآوری و کسب اطلاعات اشاره دارد. انتقال قابل اعتماد به تعامل و به اشتراک گذاری اطلاعات قابل اعتماد از طریق شبکه های ارتباطی مختلف و اینترنت در هر زمان و هر مکان اشاره دارد. پردازش هوشمند به تجزیه و تحلیل و پردازش دادهها و اطلاعات{3}}بین بخشی، بین صنعتی و فرابخشی{5}}جغرافیایی گسترده برای افزایش بینش در دنیای فیزیکی، فعالیتهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و تحقق تصمیمگیری و کنترل هوشمندانه اشاره دارد. در مقایسه با ویژگی اتصال و قابلیت همکاری جهانی اینترنت، اینترنت اشیا دارای ویژگیهای محلی و صنعتی است.
اینترنت اشیاء صنعتی طیف وسیعی از کاربردها را دارد. انواع مختلف پایانهها با قابلیت سنجش محیط، حالت محاسباتی مبتنی بر فناوری فراگیر، ارتباطات سیار و غیره به طور مداوم در تمام جنبههای تولید صنعتی ادغام میشوند که میتواند به طور قابل توجهی کارایی تولید را بهبود بخشد، کیفیت محصول را بهبود بخشد، هزینه محصول و مصرف منابع را کاهش دهد و صنعت سنتی را به مرحله جدیدی از صنعت هوشمند ارتقا دهد.
فناوریها، نقشها و تعاملات پلتفرمهای اینترنت اشیا ممکن است از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت باشد، بهویژه زمانی که از فناوریهای دیجیتالی مانند اینترنت اشیا استفاده میکنند. در این راستا، پلتفرمهای اینترنت اشیا با چهار عنصر زیر توانمند میشوند:
1. فناوری
2. اکوسیستم توسعه
3. ایجاد راه حل
4. کاربران
اساس این چهار عنصر فناوری است، از حسگرها گرفته تا پروتکل های ارتباطی تا ابزارهای تحلیلی، فعال سازی فناوری در قلب توانایی اینترنت اشیا برای بهبود کارایی عملیاتی و تسهیل ایجاد محصولات جدید است. سپس، اکوسیستم توسعه می تواند از این ابزارهای فناوری خام برای ایجاد راه حل عالی برای رفع نیازهای کاربران پلت فرم استفاده کند.
ارائه دهندگان پلت فرم باید محصولات خود را برای کاربران در هر دو طرف معامله طراحی کنند. بنابراین، ارائه مسیرهای مختلف به کاربران که در آن گروههای مربوطه از افراد بتوانند محتوا، خدمات و راهحلهای مرتبط را بیابند، مهم است. این مسیرها شامل فیلتر کردن محتوا بر اساس صنعت یا نقش کاربر است. به طور خلاصه، هرچه رابط تعاملی پلتفرم بصری تر باشد، معمولاً مسیرهای ارائه محتوا مؤثرتر است و یافتن آنچه که به دنبال آن هستند، برای عرضه و تقاضا آسان تر است. این رابطه بین کاربران و داده ها در قلب ایجاد ارزش در پلتفرم های اینترنت اشیا قرار دارد. با جذب توسعه دهندگان نرم افزار و دیگر سازندگان راه حل، پلتفرم های اینترنت اشیا می توانند طیف وسیع تری از راه حل ها را برای کاربران به ارمغان بیاورند. در نتیجه، پلتفرم پتانسیل ایجاد ارزش بیشتر را القا می کند.
از منظر عملکردی، از چهار عملکرد اصلی تشکیل شده است: CMP (مدیریت اتصال)، AEP (فعال سازی برنامه)، DMP (مدیریت دستگاه) و BAP (تحلیل تجاری).
CMP (پلتفرم مدیریت اتصال)پلت فرم مدیریت اتصال است. به طور کلی در شبکه اپراتور، به طور خاص برای اتصال به سیم کارت اینترنت اشیاء استفاده می شود. این پلتفرم میتواند پیکربندی اتصال اینترنت اشیا و مدیریت خطا، اطمینان از پایداری کانال شبکه ترمینال، مدیریت مصرف منابع شبکه، مدیریت تعرفه اتصال، مدیریت صورتحساب، تغییرات بسته و غیره را درک کند.
DMP (پلتفرم مدیریت دستگاه)یک پلتفرم مدیریت دستگاه است. این عمدتا شامل یک سری از عملکردها مانند نظارت از راه دور، تنظیم تنظیمات، ارتقاء نرم افزار و عیب یابی پایانه های IOT است. و از طریق ارائه رابط تماس API باز برای کمک به مشتریان در یکپارچهسازی سیستم در کل مجموعه-تا{3}}راهحلهای مدیریت دستگاه M2M، هزینههای کلی پیشنهاد میشود. می توان در نظر گرفت که DMP عمدتاً برای کنترل وضعیت اولیه دستگاه مانند هشدارهای روشن، خاموش، توقف{6} یا زمان واقعی دستگاه اینترنت اشیا و سایر مدیریت دستگاه است که شامل سناریوهای بالای برنامه IoT نمی شود.
AEP (پلتفرم فعال سازی برنامه)پلتفرم فعال سازی کسب و کار لایه بالایی است. این لایه منطقی با سناریوهای برنامه لایه بالایی ترکیب میشود تا مجموعهای از ابزارهای توسعه برنامه (SDK)، میانافزار، ذخیرهسازی دادهها، موتور منطق تجاری،-رابطهای API شخص ثالث و سایر عملکردها را در اختیار توسعهدهندگان قرار دهد. ما می توانیم آن را به عنوان یک پلت فرم توسعه سیستم که سناریوهای برنامه را ترکیب می کند درک کنیم. با انباشت مداوم تجربه تجاری و فناوری درگیر در صنعت، رقابت پذیری پلت فرم به تدریج از قابلیت اتصال به قابلیت های تجاری چند سناریویی پلتفرم تغییر می کند.
BAP (پلتفرم تجزیه و تحلیل کسب و کار)را می توان پلتفرم تحلیل کسب و کار نامید. این لایه منطقی شامل دو عملکرد اصلی است: خدمات داده های بزرگ و یادگیری ماشین. داده های ادغام شده در بستر ابری تجزیه و تحلیل، پردازش و تجسم می شوند. و یادگیری ماشینی آموزش داده های ساختاریافته و بدون ساختار سپرده شده بر روی پلتفرم است تا منطق تحلیل تجاری پیش بینی، شناختی یا پیچیده را شکل دهد. و در آینده، یادگیری ماشینی ناگزیر به هوش مصنوعی تبدیل خواهد شد.




